ذبيح الله صفا
1129
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
در هفصد و شصت بيت غَرّا * چون طُرّهء دلبران مُطَرّا منظوم بسان عِقْد پروين * موسوم به روضة المُحبّين از مدّت هجرت محمّد * رفته نود و چهار و هفصد رفت ابن عماد عمر بر باد * زين عمر بباد رفته فرياد كلام ابن عماد در اين مثنوى متين و استوار و نمونهء مهارت و استادى گوينده در سخن است . از اين شاعر همچنانكه گفتهايم در تذكرههاى مختلت مانند تذكرهء دولتشاه ، و مخزن الغرائب و صحف ابراهيم و روز روشن و رياض الشعراء باختصار تمام ياد شده و وفات او را در سال 800 هجرى نوشتهاند . ده نامهء ابن عماد با مقدمهء مرحوم سعيد نفيسى بسال 1314 در تهران بطبع رسيد . از اشعار اوست : به ياد لعل تو چشمم ز اشك پرگهرست * گر اين نثار ترا لايقست در نظرست سخن ز وصل تو گويم تو روى گردانى * مرا نه از تو شكايت ز گردش قمرست بناز مىگذرد دوست ، خيز ابن عماد * بگير دامن وصلش كه عمر در گذرست * * دردا كه دلم اسير غم شد * اندوه فزود و صبر كم شد پشتم چو كمان ابروى تو * از بار غم فراق خم شد مسكين دل مستمند زارم * دور از تو نديم هرندم شد هم خستهء غصه و بلا گشت * هم كشتهء محنت و الم شد چون طبل نهان زند كسى كاو * در عالم عاشقى عَلَم شد كارم همه صبر و بردباريست * تا شيوهء تو همه ستم شد بر ابن عماد رحمتى كن * كاز دست تو پايمال غم شد * * « 1 » اى برحمت خلق را در مجمع محشر شفيع * پادشاهان جهان حكم مطاعت را مطيع
--> ( 1 ) - اين قصيده در مدح حضرت رسول اكرم است .